![]() |
![]() |
|
|
همه مرغان هم آواز پراکنده شدند آه از این باد بلاخیر که زد در چمنم (هوشنگ ابتهاج) خردسال بودم که با غزل حافظ و بیداد شجریان و شیدایی ساز مشکاتیان آشنا شدم. دهه ی هفتاد بود که همراه مانا یاد ایرج بسطامی در کنسرتی در اصفهان او را از نزدیک دیدم. بسطامی که نا بهنگام در زیر آوار بم خاموش شد و چندی پیش هم پرویز مشکاتیان...مشکاتیان به راستی از آن آدمها بود که روح بزرگش در این دنیا نمی گنجید. حیف از آنهمه شور و شیدایی که خاموش شد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 1:59 توسط فرزاد مزروعی |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
نگاهی به مطالب اخیر و گاه و بیگاه وبلاگ داشتم. "مرگ" آن چیزی است که بر ذهنم و مطالبم بیش از پیش سنگینی می کند، بویژه پس از دیدن صحنه ی کشته شدن ندا آقا سلطان در حوادث چند ماه پیش و دیگر اتفاقات. اما به قول شاملو نباید به مرگ فکر کرد.باید به زندگی فکر کرد.مطلب کوتاه زیر پیشکش به همه ی مادرانی که نوزادی دارند. گریه ی نوزادان شاید بیش از هر چیز دیگر ذهن والدین را به خود مشغول می کند. رفع نیاز و ناراحتی نوزاد و آرام کردن او گاه هر پدر و مادری را درمانده می کند.تحقیقات زیادی نیز بر روی گریه ی نوزادان صورت گرفته است تا از روی حالتهای مشابه در گریه های نوزادان به حل این معما کمک کنند که نوزاد با گریه اش چه پیامی را به پدر و مادر ارسال می کند. به طور کلی سه مرحله ی مختلف در گریه بررسی شده اند: مرحله ی اول صداهایی هستند که نوزاد پیش از گریه تولید میکند، مرحله ی بعد گریه ی نوزاد و در مرحله ای دیگر کل گریه ی نوزاد مورد مطالعه قرار گرفته اند. پیشرفتهای حاصل از این مطالعات به آنجا رسیده است که در اسپانیا یک شرکت کامپیوتری نرم افزاری را مخصوص گوشیهای آی فون طراحی کرده است که قادر به تحلیل گریه ی نوزادان میباشد و از این راه می تواند والدین را در جهت بر طرف کردن نیاز نوزاد و آرام کردن او راهنمایی کند. همچنین در تحقیقات دیگری که در آلمان انجام شده است محققان دریافته اند که نوزاد پیش از تولد توانایی شنیدن به صداهای محیط پیرامون و از آنجمله صدای مادر را پیدا می کند و این باعث می شود که نوزادان پس از تولد به آهنگ زبان مادریشان گریه کنند. اما بدون داشتن گوشی آی فون هم همانطور که یک مادر استرالیایی مدتها پیش در یکی از برنامه های اپرا شو نشان داده بود می توان با دقت کردن در گریه ی نوزادان و پیدا کردن حالتهای گریه ی نوزاد در زمانهایی که نوزاد نیازهای مختلفش را بیان می کند به قاعده ای کلی دست پیدا کرد و از آن پس با شنیدن هر حالت خاص گریه به منظور نوزاد پی برد. راهنماییهای کلی زیر می تواند در تشخیص هر حالت خاص گریه کمک کند. در ابتدا باید توجه داشت که اینها صداهایی هستند که نوزاد پیش از آغاز گریه تولید میکند و در صورتیکه پاسخ مناسب به خواست نوزاد نشان داده شود او به مرحله ی گریه ی شدید وارد نمی شود و همینطور در این صورت نوزاد یاد می گیرد که در هنگام هر نیاز همین صدا را از خود نشان بدهد. اما در صورتیکه نوزاد پاسخ مناسب را در جهت رفع نیاز خود دریافت نکند از زمان ۳ یا ۴ ماهگی دیگر این صداها را تکرار نخواهد کرد. این صداها که بر مبنای رفلکسهای بدن نوزاد تولید می شوند از این قرار هستند: ۱- صدای { نِح } این صدا که بر اساس رفلکس مکیدن در دهان بی دندان نوزاد ایجاد میشود به معنای اعلام گرسنگی نوزاد است. برای عدم اشتباه با صدای مشابه دیگر که در ادامه می آید باید به طور خاص به صدای { نِ } توجه داشت. ۲- صدای { هِح } همانطور که گفته شد باید در اینجا تمرکز را بر روی صدای آغازین یعنی { هِ } گذاشت.نوزاد با تولید این صدا ناراحتی فیزیکی را بیان می کند.مثلن اگر نیاز به عوض کردن پوشک او باشد یا اگر در جای ناراحت یا گرمی قرار گرفته باشد. ۳- صدای { اِ ح} این صدای رفلکسی است که زمانیکه نوزاد میخواهد هوا را از راه دهان از معده اش خارج کند ایجاد می شود.( آروغ بزند) ۴- صدای { اِ اِ ر } که شدیدترین نوع صدایی است که نوزاد ایجاد می کند و معمولن در بازه های زمانی ۵ ساعته و همراه با بالا آوردن پاها میباشد که نشان می دهد نوزاد در حال خارج کردن گاز و مدفوع از روده ها میباشد. ۵- صدای { اُوح } صداییست که نوزاد در حالت خواب آلودگی و بر اساس رفلکس خمیازه تولید میشود. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 15:55 توسط فرزاد مزروعی |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
انگار که زده باشند پس کله ات و این قوطی نکبت سیاه رنگ را هل داده باشند روی شانه هایت و بعد اردنگی حواله ات داده باشند که میبری آنجا کنار آن چاله ی آب متعفنی که زیادی خنک است تحویل عجوزه های دندان شکسته می دهی و می روی پشت در می ایستی.
میدویم! روی به دیوار مقابل و با دست پاچگی به طرز زمختی سعی میکنم پشت سرم را نگاه نیندازم. مورچه ها را که میبینی با جدیت و ولع تمام روی دیوار دارند میدوند بدنت یخ میزند. میدانی که پشت سرت میخکوب زل زده اند به تو، با آن لبخندهای خشک شده ی وحشتناکشان ! خودت را به تماشای مورچه های لعنتی میزنی تا عجوزه های دندانشکسته که زیادی بوی سردی میدهند، سر میرسند و کیسه ی سفید رنگ از دو سر گره زده را می اندازند روی دستهایت و روانه ات می کنند. لابلای نگاههای خیره و لبخندهای خشک شده خودت را از چپ و راست میدزدی و میرسی به آنجا! یکی از عزیزانت را میگذاری آنجا و بعد تر و فرز، همه بر میگردید خانه. بعد با نگاههای بیرون پریده ی پر التهاب هی در و دیوارهای خانه را می پوشانی. نگاه،نگاه،نگاه،نگاه.... اما او دیگر هیچگاه به خانه باز نمی گردد!
silhouette by Niall McDiarmid
گر بدینسان زیست باید پست من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزم...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 0:48 توسط فرزاد مزروعی |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
قفس کبوتر آب را نوشید... من، گلوی خیالم از پستانهای تو خشک... و هر دو تسلیم خواهیم شد به شوخی آسمان. جنون شاعر بودن کار سختی است همین روزهاست که همه ی گلهای باغچه ات را پرپر کنم...
عکسها از خور و بیابانک،روستای گرمه ۲۸/۱۰/۱۳۷۹ واگویه و عکس: فرزاد مزروعی |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 9:40 توسط فرزاد مزروعی |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
شب است و چهره میهن سیاهه نشستن در سیاهیها گناهه تفنگم را بده تا ره بجویم که هر که عاشقه، پایش به راهه برادر بیقراره، برادر شعلهواره، برادر دشت سینه اش لالهزاره دفتر موسیقی ایرانی را که ورق بزنی به برگهای زرینی از آثار هنرمندانی می رسی که تحت تاثیر شرایط حاکم بر جامعه که غالبن از جنس اختناق و دیکتاتوری و سرکوب بوده است، شکل گرفته اند و متعاقبن توانسته اند تاثیر عمیقی داشته باشند بر مخاطبانی که در اینجا همه ی آحاد مردم و نه تنها قشر یا طبقه ی خاصی بوده اند. از جمله ی این آثار میتوان تصنیف "مرغ سحر"، "ای ایران" (که پیشتر درباره ی آن نوشته ام:م.ک مطلب ۴۳) و "شبنورد" محمدرضا شجریان را نام برد. تصنیف "شبنورد" در سال ۵۷ و به دنبال بریدن هنرمندانی همچون شجریان و لطفی از همکاری با صدا و سیما و در قالب موسیقی زیر زمینی و توسط گروه عارف به سرپرستی محمدرضا لطفی و در مایه ی دشتی اجرا شده است. حال و هوای انقلابی آن سال در این تصنیف نمودی خاص پیدا کرده است. تعهد و حساسیت نسبت به شرایط سیاسی و اجتماعی را در بسیاری از دیگر آثار شجریان هم می توان به وضوح دید هر چند که او هیچ گاه هنرش را به زیر بیرق گروه خاصی در نیاورد. شجریان در جوانی و با زیرکی توانست به محضر اساتید آواز دو یا سه نسل پیش از خود، از جمله استاد دوامی که در آن زمان در قید حیات بودند راه یابد و موسیقی ردیفی و آوازی را به شکل شایسته ای بیاموزد. امروز شجریان بیش از نیم قرن فعالیت مستمر و تحقیقاتی را در اجرا و آموزش آواز در کارنامه ی خود دارد و از شاگردان مشهور او می توان زنده یاد ایرج بسطامی که در زیر آوار بم جان باخت، شهرام ناظری که چندی پیش در کشور فرانسه نشان لژيوندونور دریافت کرد، و علیرضا افتخاری که در جریان فعالیتهای تبلیغاتی انتخاباتی احمدی نژاد در اصفهان برنامه اجرا می کرد را نام برد. استاد آواز ایران به دنبال اعتراض چندین و چند باره اش به صدا و سیمای جمهوری اسلامی که برخی از تصنیفهای او همچون تصنیف "ایران ای سرای امید" را در موقعیتهای خاص همچون زمان انتخابات و برای تهییج مردم و بر روی تصاویری از صندوقهای رای و امثال آن پخش می کرد، مورد موجی از فحاشیها توسط اشخاص و روزنامه هایی همچون شریعتمداری و کیهان قرار گرفت اما محبوبیت او در بین مردم که او را همواره از خود و در میان خود دیدند افزونتر شد که کمتر نشد. در پایان تصنیف "شبنورد" استاد شجریان را که بسیار به حال و هوای این روزهای وطن نزدیک است به یاد و خاطره ی جوانان پاک و شجاعی که در خیابانها و زندانها به خاک و خون کشیده شدند تقدیم می کنم. دانلود تصنیف شبنورد اثر استاد لطفی و استاد شجریان
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 1:3 توسط فرزاد مزروعی |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
... در اين بن بست كج و پيچِ سرما آتش را بهسوختبارِ سرود و شعر فروزان ميدارند بهانديشيدن خطر مكن روزگار غريبي است، نازنين ... و تبسم را بر لبها جراحي ميكنند و ترانه را بر دهان شوق را در پستوي خانه نهان بايد كرد ...
(امامزاده طاهر و مشکل ارواح سرگردان) |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم مرداد 1388ساعت 1:27 توسط فرزاد مزروعی |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
اين روزها نصرت رحمانی |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 1:36 توسط فرزاد مزروعی |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
اشکها،اشکهای بیهوده،نمیدانم به چه معناست اشکهایی از ژرفای یاْسی یگانه در دل برمیخیزند،و در چشمها جمع میشوند در نگاه به دشتهای شاد پاییزی و به یاد روزهایی که دیگر نیستند... آلفرد تنیسون (متن کامل شعر) ترجمه فرزاد و این عکس in the mist and rain, by _RedDeath
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 0:26 توسط فرزاد مزروعی |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
مردی که او کشت من و او اما، اگر یکدیگر را دیده بودیم نزدیکیهای یک میکده ی قدیمی حتما نشسته بودیم و با هم لبی تر کرده بودیم
اما در هیئت پیاده نظام آنگونه که چشم در چشم هم دوخته بودیم به او شلیک کردم همانطور که او به من و در جا کشتمش.
کشتمش چون-- چون دشمنم بود فقط همین: دشمنم البته که بود به اندازه ی کافی روشن است: اگرچه
فکر می کرد که به ارتش بپیوندد بی آنکه بخواهد مثل--درست مثل من-- بیکار بوده--اموالش را فروخته دلیل دیگری ندارد که چرا.
آری:جنگ عجیب است و غریب! تو کسی را از پای در می آوری که مهمانش کرده بودی ،اگر هر جا که میکده ایست دیده بودی اش یا پول سیاهی به او کمک کرده بودی. توماس هاردی در شعر "مردی که او کشت" صحنه ای از مواجهه ی دو سرباز را در جنگ به تصویر می کشد.سربازانی که انسانند و احساس دارند.شعر از دیدگاه سربازی نقل می شود که از انجام کاری که جنگ او را ملزم به انجام آن کرده است بهت زده است.او دلیل اینکه سربازی از صف مقابل کشته است را برای خود مرور میکند:سربازی که درست شبیه خود او بوده است. *در ترجمه سعی کرده ام معنا به درستی منتقل شود و تا جای ممکن به همان سادگی شعر.اما به هر حال ترجمه ی خیلی صیقل خورده ای نیست.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 1:42 توسط فرزاد مزروعی |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
از سروده های دوست عزیز شهرام عدیلی پور بر ویرانی این خانه که جمشید جام می گرفت در او نه آهو بچه می کند نه حتا دیگر جغد هو هو بر ویرانی این خانه باد نمی وزد خورشید نمی تابد بر ویرانی این خانه مرگ است تنها که بال می کشد مرگ است که پا سفت می کند . |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم تیر 1388ساعت 23:36 توسط فرزاد مزروعی |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
و زبان که قلمرو بی گناهترین همه ی پیشه هاست،خطرناکترین همه ی داشته ها نیز هست.
هایدگر |
| پیوندهای روزانه |
|
Griffin آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
دکتر مهرآفرین گولم کاغذهایم تمام شده Inanna خوشه چین اینجا فردا phoenix اخگرها سنگ و کلوخ زلف بر باد Griffin کانون زنان رز صورتی تیره گان مه سا دنیای کوچک ما شهبارا |
|
RSS
|